سمت راست

سقا ...

سقا ...


"احمد خسروی" برای شناسایی به منطقه عملیاتی والفجر چهار رفته بود. وقتی برگشت، گفت: "والفجر "سه و نیم" را انجام دادیم.
و ادامه داد: دشمن، تمام منطقه را زیر آتش گرفته بود، متوجه شدیم که آنها از روی کوهِ بلند سورن، دیده بانی می کنند .
حاج حسین خرازی گفت : آنها را از آنجا پایین بیاورید .
با بچه‎های اطلاعات عملیات و فرماندهان گردان، حدود دوازده نفر بودیم که حرکت کردیم.
به بالای ارتفاع رسیدیم. فکر می‎کردیم فقط با چند نفر دیده‎بان روبرو خواهیم شد. ولی وقتی درگیری شروع شد، با تعداد زیادی از عراقی‌ها مواجه شدیم. سریع به دسته‎های دو نفره تقسیم شدیم و به طرف آنها حمله کردیم، فقط یکی از بچه‎های اطلاعات شهید شد و نیروهای دشمن کشته و اسیر شدند. همه تشنه بودیم. وقتی خبر را به حاج حسین دادیم، گفت:"بمانید تا آب برای شما بفرستم." یکی دو ساعت بعد، حاج حسین با یک گالن بیست لیتری آب بالای ارتفاع آمد.
یکی دیگر از دوستان تعریف می کرد ؛ وقتی حاج حسین دبه 20 لیتری آب را به دوش کشید تا ببرد چند نفر خواستند که بگذارد این کار را آنها انجام دهند ولی حاج حسین به آنها گفت اگر می خواهید کمک کنید شما هم یک بیست لیتری آب بردارید و بیایید و کسی دیگر جوابی برای سقا نداشت .
شهید احمد خسروی مزد عبادت های خالصانه و تمنای عاجزانه خود را برای وصال حق گرفت و در عملیات والفجر 4 به معبود خود رسید ...

دسترسی به سایر قسمت های سایت

ارتباط با ما