سمت راست

شهید وارسته کرم دهقان

شهید وارسته کرم دهقان


چقدر دردناک که هر چه می گذرد گرد غربت بر یاد دوستان شهیدمان بیشتر می نشیند
و در افکار پریشان دنیا گردمان خاطرات پاک آنها را کمتر بیاد می آوریم ...


شهید کرم دهقان را از هزار قله کردستان بیاد دارم او که بواسطه شجاعت و سر نترسی که داشت به عنوان مسئول دسته در گروهان دیگر قرار گرفته بود او را کمتر می توانستیم ببینیم و با او نشست و برخاست داشته باشیم ولی سادگی و بی آلایشی او دلنشین و دلچسب بود ، من که همیشه سعی می کردم از بچه ها عکس یادگاری بگیرم در هزار قله این سعادت نصیبم شد و با شهید حمید جمالی و شهید غلامحسین زمانی و یکی دو نفر از بچه ها هنگام استراحت در بین ساختن سنگرهای اجتماعی از ایشان نیز عکسی به یادگار داشته باشم . . .
این اتفاق در خسرو آباد آبادان نیز افتاد و شاید آخرین عکس شهید نیز در کوچه های محله خسرو آباد آبادان ثبت شد . (عکس پایین)

. . . . . . . . . . . . . .


شهید وارسته کرم دهقان

شهید کرم دهقان نفر دوم از سمت راست نفر سوم شهید عبدالله نجفی


. . . . . . . . . . . . . .

اما خاطره ای از ایشان که هیچگاه از ذهنم فراموش پاک نخواهد شد این بود که ؛
شهید کرم دهقان گلایه می کرد که نباید در خصوص حورالعین صحبت کرد و این مباحث موجب می شود در نیت خالصانه و صادقانه بچه های رزمنده شائبه و خلل ایجاد کند و اصلا حوری به چه درد می خورد ، ما را با حوریان چه کار و ...
این مطلب را از شهید چند بار و مکررا در مباحث مختلف و در مکان های مختلف شنیده بودم تا جایی که حس می کردم ایشان حتی از حوری بدش می آید ولی ما این حرف ها برایمان زیاد اهمیتی نداشت و نظر خاصی هم دیگر دوستان بیان نمی کردند ولی ایشان تعصب خاصی روی این موضوع داشت و خواستار این بود که این حرف ها حتی به شوخی بین بچه ها مطرح نشود و مثلا کسی نگوید " ما که دیگه تو این عملیات مهمان حوری ها هستیم و ... "
تا اینکه روزی شهید خیلی خلاصه و سربسته اینگونه برایمان تعریف کرد :
خواب دیدم فقط پشت ناخن یک حوری را به من نشان دادند نمیتوانم حال او را وصف کنم که با چه شوری میخواست حسی که به او با دیدن آن پشت ناخن دست داده بود را وصف کند که واقعا نیز غیر قابل وصف است او می گریست و می گفت من اشتباه می کردم درباره حوریان حرفی می زدم و دیگر کلامی در باره مذمت بچه ها برای صحبت در خصوص حوریان بهشتی نخواهم گفت ...
و این نشانه هدایت خاصه خداوند بزرگ برای بندگان خاص خود است که نمونه مکرر آن را در جبه های مختلف شاهد بودیم ...
شاید کسی باور نکند ولی این خواب و تنها نشان دادن گوشه ای از پشت ناخن یک حوری بهشتی به شهید او را چنان منقلب ساخت که تا شهادت این حال سرمستی و شوق در او زنده بود تا به وصال حق رسید ...
شهید کرم دهقان در دوازدهم اسفند ماه سال 1364 مزد تلاش خستگی ناپذیر خود را که در عین سادگی و سکوت و خویشتن داری و با تقوای الهی مثال زدنی در جوانی کسب کرده بود در میان آب های کارخانه نمک فاو در حالی که منورهای رنگارنگ با تیر های رسام جشن عروج او را با پایکوبی تق تق قناسه ها بر پا کرده بودند گرفت و به آسمان آبی پرکشید ...
خدایش رحمت کند که الحق انسان وارسته و پاکی بود .

______________________________________________________________________________________________________________________

برادر مسعود وفاپور از همرزمان شهید تعریف می کرد :
شهید کرم دهقان ساعت خود را بر عکس روی دست می بست طوری که برای دیدن ساعت عقربه ها سر و ته بود ...
یه روز به ایشان گفتم چرا ساعت خود را اینطوری می بندی .
شهید کرم دهقان گفت : این باعث می شود افرادی که لازم هست با آنها ارتباط برقراری کنی از تو سؤال کند و این شروع صحبت من با افرادی است که باید آنها را به خود جذب کرده و مباحث لازم را با آنها مطرح کنیم ...
شهید کرم دهقان در آن زمان که هیچ کس در فکر اقدامات فرهنگی نبود ، ایشان جلسات مکرر فرهنگی با نیروهای دسته خود داشت و آنها را به کتاب خوانی تشویق می کرد و حتی بخشی از کتاب را به یک نفر واگذار می کرد که برای دیگران توضیح دهد و با این فعالیت ها در آن زمان سعی بر آن داشت که توان فرهنگی و دانش نیروهای تحت امر خود را بالا ببرد ...

دسترسی به سایر قسمت های سایت

ارتباط با ما