سمت راست

نمک دیگر شوری ندارد

نمک دیگر شوری ندارد

نمک دیگر شوری ندارد


خاطره ای از یک شب شور و عشق در میان آب های کارخانه نمک در والفجر هشت ...
عملیاتی که یک گردان رفت و یک دسته برگشت و با پرواز مردان پاک و سترگی که با فریاد یا زهرا سلام الله علیها به خدا رسیدند و آفتاب شرمگین و خجل از پیکر مطهر آن مردان حق در سیزدهم اسفند ماه سال 64 طلوع کرد . و اما شرح دلدادگی آن واقعه ...
***

در شهرک بودیم عبدالله نجفی گفت بیا با هم بریم حمام ...
وقتی برگشتیم در کمال ناباوری دیدیم در محل گردان امیر المومنین علیه السلام هیچکس نیست و همه رفته بودند ...
از قبل بنا بود برویم آبادان در منازل مسکونی خسرو آباد مستقر شویم ولی فکر نمیکردیم با یک غیبت یک ساعته ما همه رفته باشند و کسی هم منتظر ما نمانده باشد ...
احساس میکردم از عملیات جا خواهیم ماند و این فکر از درون مرا فرو می ریخت ، حال عبدالله را نمی دانم چگونه بود ولی خیلی ناراحت بد چون با پیشنهاداو به حمام رفته بودیم . فقط به ذهنم رسید که به موتوری لشگر (نقلیه) بریم و اگر ماشینی به سمت آبادان میرود بخواهیم که ما را هم ببرند هر چند با اسلحه و تجهیزات نیاز به حکم مأموریت بود که ما نداشتیم ، با نا امیدی وسایل را برداشتیم و سریع رفتیم موتوری لشگر ...
گفتم ما از بچه های آقای سلمانی هستیم و از گردان جا مانده ایم میخواهیم برویم آبادان ...
یه نگاه عاقل اندر صفیه ای به ما کرد و گفت ؛ اینجوری !!!
( منظورش با اسلحه و تجهیزات کامل و بدون حکم بود )
بعد ادامه داد برو به مسئول موتوری بگو .
رفتیم داخل دفتر مسئول موتوری ...
یکی از بچه های محلمان (تخت فولاد) را دیدم به نام فکر کنم آقای بابایی ؟
وقتی توضیح دادم از آنجا که ما را می شناخت گفت : فردا صبح بعد از نماز صبح بیایید تا با ماشین غذای خط بفرستم بروید .
خیلی خوشحال شدیم و با تشکر و گرفتن قول قطعی که صبح حتما ما را بفرستد وگرنه به عملیات نمی رسیم به محل گردان برگشتیم ....
آن شب تا صبح دیوانه وار فکر می کردم اگر امشب گردان عمل بکند و یا از آبادان به سمت فاو بروند ، چه باید بکنیم ...
آن شب سخت و طاقت فرسا بالاخره تمام شد و نماز صبح را خواندیم و سریع خودمان را گذاشتیم درب موتوری لشگر ....
باران هم شروع شده بود و گلوی دلتنگی ما را بیشتر می فشرد ...
نیم ساعتی بود که منتظر بودیم تا اینکه یک ایفای عراقی غنیمتی اومد و یک نفر دیگر هم میخواست تا با ما بیاید آبادان ...
سوار شدیم و دوستمان سفارش ما را به راننده کرد ، برای اینکه دژبانی گیر ندهد اسلحه ها را پشت صندلی مخفی کردیم و نفر سوم را هم فرستادیم اونجا دراز بکشد و خودم با عبدالله کنار راننده نشستیم و راه افتادیم ، راننده رفت که باک ماشین را پر کند که چند بار ماشین لیز خورد و من به عبدالله گفتم خدا رحم کند ...
از دژبانی شهرک که رد شدیم کمی خیالم راحت شد ...
بعد از شادگان از روی پل و دژبانی آن هم رد شدیم و افتادیم تو جاده آبادان ...
حالا دیگه تو این فکر بودم به حاج محمد سلمانی چی بگم ، بارون همچنان می بارید ولی از شدت آن کاسته شده بود ، جاده کمی لغزنده بود ولی مشکل ساز نبود ، تقریبا پنج ، شش کیلومتر بیشتر نرفته بودیم که رسیدیم به جایی که چندین ماشین از جاده خاکی به روی جاده اصلی آمده بودند و مقداری گل روی جاده ریخته شده بود ،به محض رسیدن به این قسمت جاده ، ماشین لیز خورد و راننده چند بار فرمان را پیچاند و نهایتا از سمت راست جاده رفتیم بیرون و ماشین چپ کرد و به پهلو افتاد و روی زمین سر خورد و بعد آرام گرفت ...
ماشین که ایستاد من چون کنار درب شاگرد نشسته بودم عبدالله و راننده افتادند روی من ...
درب سمت راننده را باز کردند و از آن طرف خارج شدیم ، اون بنده خدایی که پشت صندلی ها خوابیده بود پایش در کنار اسلحه ها گیر افتاده بود و آسیب دیده بود ، به عبدالله گفتم هر طوری هست باید اسلحه های کلاش را در بیاریم و برویم و در این فکر بودم که کجا ؟
یکدفعه یاد غذای خط افتادم ...
اسلحه ها را به هر زحمتی بود در آوردیم و به راننده گفتم ما بر می گردیم شهرک و یک ماشین دیگه میاریم شما همین جا منتظر باشید وقتی روی جاده آسفالت اومدیم چنان بخاطر گل هایی که ماشین آورده بود و بواسطه حرکت سایر ماشین ها روی آن لیز و لغزنده شده بود که پیاده هم روی آن نمیتوانستی راه بروی و سر میخوردیم برای هر ماشینی که دست تکان می دادیم نمی ایستاد ، یک ماشین میول ارتشی اومد و فرمانده اشاره کرد به راننده اش که بایستد به فرمانده گفتم ما غذای خط مقدم را میبردیم که ماشین چپ کرد و اشاره به ماشین ایفا کردم و بایستی برگردیم به دارخوئین تا یه ماشین دیگه بیاریم تا غذا را به خط برسونیم ، تا اسم غذای خط مقدم اومد گفت : سوار بشید ...
عقب ماشین دو نفر نشسته بودند و من و عبدالله هم سوار شدیم . جلوی تجهیزات مان نارنجک با کش به فانوسقه بسته بودیم بنده خدا که عقب نشسته بود گفت : این نارنجک ها مطمئنه ؟ کش روی یکی اونا راکشیدم و رها کردم گفتم : بله ، خیالت راحت باشه ، یدفعه با دلهره گفت : باشه ، باشه . تو را خدا دستشون نزن ...
از اونجا که ماشین فرماندهی ارتش بود بدون سوال از دژبانی شادگان رد شدیم و آنها ما را تا اول ورودی شهرک رساندند ، خدا خیرشان دهد .
درب دژبانی گفتیم زنگ زدند موتوری و رفتیم داخل شهرک و مجددا یک تویوتا دادند که شما بروید و هر چه از غذاها را میتونید بار بزنید و برید ما خودمان میرویم سراغ ماشین و مابقی را می فرستیم ، راننده تویوتا آدم با حالی بود و گفت نگران نباشید من شما را انشاءالله می رسونم گردان ...
سریع رسیدیم به ایفا و مقداری از غذاها را ریختیم عقب تویوتا (چه غذایی شد اون غذاها برای خط ،داغون ) من گفتم دیر شده باید بریم بقیه را ماشین بعدی میاره و راه افتادیم ...
در راه عبدالله خوابید و من که دل تو دلم نبود تا خسرو آباد با راننده حرف زدم و اونم از همه چی پرسید ، تا رسیدیم به خسرو آباد ...
گردان در منازل مسکونی خسرو آباد مستقر شده بود . از راننده تشکر کرده و خداحافظی کردیم وقتی بچه های گردان را توی کوچه ها دیدیم دلشاد و خرم دویدیم به طرف آنها ...
ما به گردان رسیده بودیم قبل از اینکه برای عملیات رفته باشند ...
خیالم راحت شد دلهره و اضطراب رهایم کرده بود ، رفتم تو دسته خودمان و با خیال راحت خوابیدم ...
زیاد نبودنمان جلب توجه نکرده بود و کسی بهمون ایرادی نگرفت ، خدا را شکر حاج محمد سلمانی هم خبردار نشده بود و ما رسیدیم به گردان ...
از خسرو آباد شب گردان رابرای مرحله دوم عملیات والفجر هشت حرکت دادند به سوی فاو ...
با قایق به اونطرف اروند رفتیم و پشت یک خاکریز طولانی سنگر کندیم و مستقر شدیم تا به خط دشمن بزنیم ، بنا بود روز بعد را در منطقه باشیم و شب عملیات کنیم ...
با روشن شدن هوا ، هواپیماهای دشمن مثل مور و ملخ آسمان را تیره و تار کردند آنها بارها و بارها منطقه را با انواع موشک ها زدند ولی موفق به زدن خاکریز گردان ما نشدند ...
بعد از ظهر بود و آفتاب هم گرمای دلپذیری با تابیدنش بر ما - که سرمای شب در تنمان رسوخ کرده بود - داشت .
با دوربین خودم یک سری به بچه ها زدم و دنبال خاکریز رفتم و عکس گرفتم ...
پنج دقیقه نشده بود از کنار سنگر عبدالرسول کار خیران دور شده بودم و نزدیک سنگر خودمان بودم که غرش سهمگین چند میگ عراقی همه را میخکوب کرد و به زمین چسباند ، گردان در سه نقطه مورد هدف موشک میگ ها قرار گرفت ...
شهیدان یعقوب براتی و عبدالرسول کارخیران دو فرمانده گروهان به آسمان نیلی لبخند زدند و بالا رفتند و تقریبا بیست تا سی نفر از نیروهای دیگر هم مجروح و شهید شدند ...
عملا می دانستیم امشب دیگر ما عملیات نخواهیم کرد و باید به عقب برگردیم ولی وضعیت اضطراری فاو هم کور سوی امیدی برایمان گذاشته بود که شاید با همین وضعیت هم مجبور شوند ما را به نبرد با دشمن بفرستند ...
اما چنین نشد و برای بازسازی کادر و تعیین فرماندهان جدید شبانه به خسرو آباد برگشتیم ...
به جای گردان ما دلاوران گردان حضرت ابوالفضل با دلاور مردیهای یلانی چون شهید بهرامی به گارد ریاست جمهوری و خیل تانک های دشمن زد که وصف آن را دوستان ان شاءالله بیان خواهند کرد ...
به خسرو آباد رفتیم . مکانی که برای مردانی پاک و دلشسته از غبار و کدورت دنیای فانی خود را آراسته بود ...
منازل و کوچه های منطقه خسرو آباد آبادان چندین شب شاهد راز و نیاز شیر مردانی شد که چیزی به عروجشان نمانده بود انسان های پاکی که ستارگان در شب آنها را با چشمک به بالا فرا میخواندند و آنها هم لبیک گویان خود را برای عروجی به عالمی فراسوی خاک در افلاک آماده می کردند هنوز صدای سوز و گریه شبانگاه آنها فراموش نشده ...
روزها مهربان و خوشرو با همدیگر و در دل شب زار و نزار در پیشگاه رب انابه و ناله کرده جوار حق را مسئلت می کردند ...
مسلما این قطعه از زمین هنوز به آن روزها به خود میبالد و حسرت و آرزوی یک شب حضور آن مردان خدایی را در دل دارد ...
مناجات شبانه شان رشک برانگیز بود و آن حالات روحانی را کمتر به این وسعت دیده بودم و این استغاثه ها نوید شبی را می داد که رستاخیز عظیمی را در پی داشت ...
هیچ خبری از محل عملیات و چگونگی آن نبود ولی همه گوییا خود را برای کربلا ... آری کربلا آماده می کردند ...
کادر جدید گروهان ها معرفی شدند اکبر کریمی بجای شهید یعقوب براتی و احمد سامانی بجای شهید عبدالرسول کارخیران پرچم دار گروهان ها شدند ...
صبحگاه و کلاس های مختلف طبق روال هر روز برقرار بود ...
و به روز موعود نزدیک و نزدیکتر می شدیم ، چهره های بچه ها نشان از صفای باطن آنها داشت و به روشنی گواهی رفتن آنها را می داد خواندن سوره واقعه قبل از خواب با صدای ملکوتی بندگان خاص خداوند هودجی از ملائک را دسته دسته و گروه گروه هر شب از آسمان به زمین می کشاند تا به عظمت خلیفة الهي انسان مسجود خود معترف گردند و اینها نشانه های آشکاری بود برای نزدیکی زمان رسیدن بهترین عابدان و مجاهدان روزگار به جوار حق ...
این زمان چندان طولانی نبود و پیک خوش خبر آمد برای عملیات به فاو و از آنجا به پایگاه موشکی در نزدیکی کارخانه نمک عازم شدیم ...
شب به پایگاه موشکی رسیدیم ...
نماز را خواندیم ، اسلحه و تجهیزات را بستیم و ...
شب وداع ،
شب خداحافظی ،
شب سفارشات ،
شب طلب حلالیت ها ، آغاز شد
شب نه !
روشنی پگاه و طلیعه عاشقی و اسماعیل وار به مسلخ عشق رفتن یاوران نور فرا رسیده بود ...
الله کرم استکی شوخی میکرد و بلند ، بلند در میان آن همه اشک های روان بر چهره های خدایی می خندید وقتی به او گفتند : حالا چه جای شوخی است ، گفت : چرا نخندم امشب شب عاشوراست ، ما به کربلا می رویم و به خدا می رسیم مگر به پیش خدا رفتن شادمانی نداره ، من شادم و الان جای خنده برای من است ، عقل و استدلال زانو زده استیصال و درمانده ی این همه شور و عشق و نوا شده بود ، لحظه به لحظه و جای ، جای آن فضا دیدنی بود آرزو میکردی کاش میتوانستی همزمان چند جا باشی و همه آن صحنه های بی مثال را به خاطر می سپردی ...
هر زمان به یاد آن شب می افتم ، دلم برای غربت آن لحظه ها تنگ می شود ، کاش خود را از تعلقات بریده و ناخالصی های خود را پیراسته بودم تا طعم پاک رسیدن را می فهمیدم و اکنون در کنار آنان آرمیده بودم ...
دل کندن از آن فضا سخت بود و در یادآوری آن شب شهاب باران هم دل کندن طاقت فرساست ....
در آغوش هر دوستی یار دیرینه ای به پهنای صورت اشک می ریخت و با التماس شفاعت و دعا می طلبید ...
آخرین سفارشات نگاشته می شد تا سندی باشد برای روزهای مبادا ...
فرشتگان بال و پر گشوده بوجد آمده بودند آنان میهمان قرب الی الله را به سوی قربانگاه هادی بودند تا چند ساعت دیگر آنها را برده و بر رب العالمین عرضه کنند و بر سر سفره ابا عبدالله علیه السلام بنشانند .
در زیر نور چراغ قوه آخرین تغییرات برای شبیخون به دشمن برای هر دسته جداگانه توسط اکبر کریمی توضیح داده شد مقرر شد گروهان ما (عبدالله) سمت چپ ، گروهان جعفر سمت راست و گروهان ابوالفضل مستقیم به دشمن بزند و در آخر بنده را نیز به عنوان پیک خود معرفی کرده و گفتند : حرف ایشان حرف و فرمان من به عنوان فرمانده گروهان است ...
را ه افتادیم و با شور و شوق در میان منورهای گاه و بیگاه و تیراندازی پراکنده و معمول خط دشمن در ادامه خاکریز به جلو می رفتیم تا به محل رهایی رسیدیم ...
حاج محمد سلمانی به همراه بی سیم چی و پیک و چند نفر دیگر همان جا نشسته بودند ، با فرمان ایشان ستون پای در آب های شور کارخانه نمک گذاشت و حرکت کرد ...
#کارخانه_نمک
قسمت پنجم

در آب ها که پا گذاشتیم ، سبک بال و رها شدیم اینجا جایی است كه برای هیچ کس جز ذات حق تعالی ، جلوه ای نمی بینی ، رها می شوی از همه دلبستگی ها ...
رها از هر چه غیر اوست ، لذت بودن با او ...
لذت بودن فقط با او که وصف نشدنی است .
برای غافلگیری سکوت بود کمی صدای چلپ چلپ حرکت در آب که در سر صدای تیر اندازی پراکنده دشمن محو می شد یک نسیم روح بخش هم اجازه رفتن سر و صداها را به سمت دشمن نمی داد گاهی چاله ای در طول مسیر که به سبب گلوله های توپ و خمپاره سنگین دشمن ایجاد شده زیر پایت را هالی می کرد و غو طه ور در میان آب نمک از حال و هوای تنهاییت بیرونت می کشید و گرمای دلپذیری به وجودت می ریخت سریع خودت را بیرون می کشیدی تا فاصله بین ستون نیفتد ....
گاهی آرام ، آرام و گاهی با سرعت باید خودت را به نفر جلویی می رساندی ...
نفر سوم یا چهارم گروهان بودم ...
این آرامش چندان پایدار نبود و دشمن که متوجه ما شد با تیربار و منور های مختلف و اسلحه سبک ضامن هجوم ما را به سمت خاکریز کشید به سرعت همه بسوی خاکریز حمله ور شدیم و هنگامه جدالی نابرابر آغاز شد ...
با توجه به ماموریت گروهان ما به سمت چپ رفتیم حجم آتش و درگیری چنان منطقه را در خود فرو برده که تمامی معادلات از قبل نوشته و برنامه ریزی شده را به هم ریخت ....
تعداد نفرات دشمن بسیار فراتر از پیش بینی بود و سرعت پیشروی ما را به سمت چپ کاسته بود ...
خود را به سه راه سمت چپ رساندیم و بنا بود ا
طرف خز دیگر نیز نیروهایی به ما برسند و الحاق انجام شود ولی دشمن تمامی توان خود را گذاشته بود تا این الحاق انجام نشود ...
نزدیک سه را در پشت جاده سنگر گرفتیم و سعی داشتیم تا تیرباری که فاصله زیادی هم با ما نداشت خاموش کنیم تیر اندازی و آر پی جی زدن بچه ها برای زمان کوتاهی او را بی اثر می کرد ولی دوباره کارش را شروع می کرد . تمامی تیرهای شلیک شده از طرف دشمن رسام بود و سطح آب کارخانه نمک را خطوطی پیوسته و منظم قرمز می پوشاند ...
عبدالله نجفی جلوی سنگر ما در اثر اصابت ترکش به سینه اش افتاده بود و هر چند زخم اورا بسته بودیم ولی ناله یا ابا عبدالله او قطع نمی شد ...
وقتی تیر بار از سمت ما با حرکت منظم خود به سمت دیگر می رفت با تیراندازی سعی در زدن او می کردیم ولی نتیجه ای نداشت ...
چند تیر بار دیگر نیز در سمت راست و در فاصله های متفاوت بر روی آب آتش می ریختند ... کسی از داخل آب ها به سمت خاکریز نمی آمد ولی گویا دشمن با این حجم آتش رسام و خطوط وحشتی که پشت سر ما و روی آب ایجاد کرده بود قصد داشت که مانع برگشت ما شود تا با روشن شدن هوا کار همه را یکسره کند ...
یک تعدادی از بچه های لشگر دیگری - فکر کنم عاشورا - با بادگیرهای سورمه ای رنگ هم که کمک آمده بودند با بیل و کنگ سعی در کندن سنگر داشتند و به حرف هیچ کسی هم توجه نداشتند .
تعدادی از زخمی ها را به سمت عقب تر از خاکریز هدایت کردم تا بتوانند از فاصله ای دورتر از تیر بارها و تقریبا بین آنها به عقب بروند ...
به بچه های زخمی که میتوانستند حرکت کنند می گفتم بروید عقب ...
و در کمال ناباوری آنها نشسته بودند و نمی رفتند تماس بی سیم مابا برادر زین العابدین بود که وضعیت خود را با فرماندهی گردان مطرح می کرد هر لحظه به تعداد زخمی ها اضافه می شد وظیفه راهنمایی بچه ها در آنجا به عهده بنده بود و آرزو می کردم کس دیگری بود تا من میتوانستم عبدالله را به عقب بیاورم ...
نشانه ای از انتظار الحاق ما به سمت پشت دشمن ندیدیم و کسی از سمت دیگر به دشمن حتی نزدیک هم نشد و مهمات ما هم رو به پایان بود زخمی ها همه پشت جاده و در کنار همدیگر نمی دانستم منتظر چه چیزی هستند که با اصرار من با عقب نمی رفتند ...
دشمن همچنان روی آبهای کارخانه نمک را با فشنگ رسام تیربارهایش قرمز کرده بود ...
شاید ترس از رفتن به میان آن همه تیر رسام جرأت بچه های زخمی را برای رفتن به عقب گرفته بود ...
صدای ناله های عبدالله بی رمق شده بود و خس خس نفس کشیدنش را هم میتوانستی بشنوی ...
او مثل شمعی در باد سو سو می زد و هر لحظه رو به خاموشی می رفت ...
دشمن به سمت اونطرف جاده رسیده بود و نارنجک به طرف ما می انداخت ...
یک نارنجک کنار عبدالله افتاد و او را به شهادت رساند ....
آخرین پیام بی سیم "برگردید" بود ...
به بچه ها گفتم اینجا دیگر نمیتوان کاری کرد . من رفتم هر کسی خواست بیاید ...
وقتی از جاده پای در آب گذاشتم هنوز چند قدم نرفته بودم که همه بدنبالم راه افتادند آنها وحشت رفتن در میان آن همه تیر رسام را داشتند و با رفتن من و یکی دو نفر دیگر همگی آمدند تنها شهیدان ماندند و یک دنیا افسوس و آه در سینه سوخته ما گذاشتند که نتوانستیم آنها را با خود بیاوریم ...
بعدها آرزو کردم کاش نیامده بودم ،کاش حتی با ترس رسام ها هم که بود مانده بودم و شرمنده شهداء و خانواده شان نشده بودم ...
کمی که از جاده فاصله گرفتیم به بچه ها گفتم به صورت چهار دست و پا برویم تا کمتر در دید دشمن باشیم و از طرفی کمتر در معرض تیرهای دشمن قرار داشته باشیم ...
چند دقیقه ای نگذشته بود که یک تیر به ساعد دست راستم خورد ، هرچند استخوان آن آسیبی ندید ، ولی دستم را روی زمین نمیتوانستم بگذارم ، زخمم در آن آب نمی سوخت گوییا نمک آن دیگر شوری نداشت دیدن آن همه انسان به خدا رسیده شور نمکش را گرفته بود ...
کارخانه نمک با حلاوت ترین شیرینی شد (احلی من عسل) و انسان های ناب و یگانه روزگار را گلچین کرد و به آسمان عروج داد صادق ترین افرادی که امروز یک نفر آنها را شاید در یک محله و یا شهری نتوان یافت ...
یادشان بدنمان را مور مور می کند و آرزوی همنشینی با آنها حتی در خواب و خیالمان نیز نمی گنجد آه که چقدر مشتاق دیدارشان هستیم ...
از آن به بعد مجبور بودم چند قدم بدوم و زمین گیر شوم تا بچه ها برسند ، دیگر فاصله ما با جاده و خط آتش پر حجم رسام دشمن زیاد شده بود ، تقریبا همه به سرعت به طرف عقب رفتند و من به دلیل زخمم که ناتوان شده بودم آرام تر می رفتم به دو نفر از بچه های زخمی که در آغاز عملیات فرستاده بودم عقب رسیدم و همراه هم بر می گشتیم ، برادر اصغر کریم زاده را دیدم طبق معمول از شکم آسیب دیده بود او گفت : من تندتر می روم چون خیلی درد دارم تا زودتر به آمبولانس برسم و از ما جدا شد چند دقیقه بعد به برادر اکبر محسنی رسیدیم همراه با آقای علیرضا احمدی او را کمک کردیم که به عقب بیاید چندین بار اصرار کرد که او بگذاریم و برویم ولی این خواسته او معقول نبود چون گلوله های پراکنده دشمن و صدای وز وز گاه و بیگاه تیر بارها چندان موقعیت سختی ایجاد نکرده بود ... که بخواهیم بالاجبار او را رها کنیم .
به خط خودمان رسیدیم و کمی عقب تر آمبولانسی تقریبا پر بود که داشت به بهداری می رفت به زحمت آقای محسنی و دو مجروح دیگر را سوار کردیم و با رفتن آن پیاده با برادر احمدی به سمت عقب حرکت کردیم ...
دیگر رمق چندانی در بدنمان نمانده بود ...
دو تا موتور نزدیک شدند اشاره کرديم ایستادند ولی حاضر نشدند ما را همراه خود ببرند ...
حدود دویست متر بیشتر نرفته بودیم که یک آمبولانس آمد و ما را تا بهداری برد و از آنجا نیز طی چند مرحله به بیمارستانی در اراک اعزام شدیم ...
حالا ما بودیم و رفتن به اصفهان ...
شرمندگی دیدن خانواده های چشم انتظار جوانانی که حتی پیکر مطهرشان نیامده بود.
والسلام ...

لینک خاطرات شهیدان در تلگرام
@shahidankhodaei
RobertlaucT:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


MichaelRuify:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


RobertlaucT:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


MichaelRuify:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


RobertlaucT:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


MichaelRuify:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


RobertlaucT:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


MichaelRuify:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Henrysap:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Brucetault:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Henrysap:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Brucetault:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Henrysap:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


mafiomisa:
how to get your doctor to give you viagra
viagra online
using expired viagra medication
<a href="http://viagrabs.com">generic viagra</a>
importing viagra to australia

نقل قول


Brucetault:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Henrysap:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Brucetault:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Henrysap:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Brucetault:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Henrysap:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Brucetault:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Henrysap:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Brucetault:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Henrysap:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Brucetault:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Henrysap:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Brucetault:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


Henrysap:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول


LdvCheevE:
OK’
<a href="http://vigrageneic.com/">viagra</a>
viagra pills uk
viagra buy

نقل قول


Brucetault:
http://buyvviagra.com - viagra
viagra
<a href="http://buyvviagra.com">viagra</a>
http://buyccialis.com - cialis
cialis
<a href="http://buyccialis.com">cialis</a>
http://buyvviagra.com - buy viagra
buy viagra
<a href="http://buyvviagra.com">buy viagra</a>
http://buyccialis.com - buy cialis
buy cialis
<a href="http://buyccialis.com">buy cialis</a>

نقل قول



صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 40

    
نام شما :
ایمیل شما :
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
کد امنیتی :
تصویر كد امنیتی
عکس خوانده نمی شود
کد را وارد کنید :

 
    

کد آهنگ

دسترسی به سایر قسمت های سایت

ارتباط با ما