سمت راست

زندگینامه شهید حسن کریمیان

بسم رب الشهداء و الصالحین
در هیجدهم تیر ماه سال ۱۳۴۳ هجری شمسی مصادف با بیست و هشتم صفر سال ۱۳۸۴ هجری قمری و یازدهم جولای سال ۱۹۶۴ میلادی در شهر اصفهان گل وجود نوزادی شکفت که او را حسن نامیدند . دوران کودکی را طی نمود در نوجوانی به خدمت دیگران همت گمارد و این تلاش از او فردی متخلق به آداب اسلامی و معنوی ساخت علیرغم تمام شور و شوق نوجوانی سید ابراهیم نابینا را برای رفتن به مجالس مذهبی راهنما و دو دیده بینا بود ، هر چند یک بار خوردن سید به تیر چراغ برق یادگار او از این دوران بود . مسجد یزدیها در تخت فولاد که ساخته شد بسیاری از آجرهایش را دستان برومند حسن لمس کرده بود تقوای وی زبانزد همگان بود و از شاخصه های اخلاقی او که تجلی ویژه داشت ، چشم پوشی از خطای دیگران بود که دیگران را هر چند بزرگتر و مسن هم بودند به این اخلاق حسنه که در وی ملکه شده بود سفارش می­کرد .
دوران ابتدایی را در دبستان رکن الدین ، راهنمایی را در اسدآبادی (خشایار شاه ) و هنرستان را تا سال دوم در فنی حرفه ای مهاجر گذراند ...
او در سالهای پایانی نظام شاهنشانی با شرکت در جلسه­ های قرآن کریم و تشویق دیگر دوستان در راه خودسازی و دوری از منجلاب فساد آن ایام گام بر می داشت . مسجد الرضا واقع در چهارباغ بالا از اولین پایگاههای فعالیت او بر علیه نظام طاغوت بود .
حسن با حضور شورانگیز مردم برای سرنگونی رژیم سلطه ، روزها با فروش اقلام مورد نیاز مردم در ظاهر ولی درخفا به پخش اعلامیه و تراکت های حاوی نامه­ های حضرت امام و شعارهای انقلابی می پرداخت . یک بار که در نیمه های شب مشغول چاپ عکس امام با کلیشه و اسپری بود توسط عوامل ساواک مورد ضرب و شتم قرار گرفت .
او هیچگاه از خدمت به افراد بی بضاعت خصوصا خویشان غفلت نورزید . امانت داری و رازداری او موجب گردید تا در پایگاه بسیج مسجد مصلی به عنوان مسئول اطلاعات مشغول به کار گردد .
با شروع جنگ تحمیلی با حضور در ستاد جنگ های نا منظم شهید چمران به جبهه اعزام گردید و تا پایان تشکل فوق در آن شرکت داشت پس از آن در لشگر ۲۵ کربلا تا زمان شهادت حضور داشت حضور در بیش از ۵ عملیات کوچک و بزرگ حضور فعالانه داشت که بزرگترین آن عملیات فتح المبین و آخرین آن عملیات بیت المقدس بود . تلألوء حضور وی چنان دیگران را تحت تأثیر قرار می داد که دوستان منتظر اشاره ای از او برای انجام هر کار خیری در راه انقلاب و خدمت به محرومین بودند .
سفارش ایشان به اعضاء بسیج برای برگزاری دعای توسل جهت سلامتی رزمندگان در مسجد مصلی در حالی که وی در جبهه حضور داشت موجب شد تا این دعا ابتدا در مساجد و سپس برای شهادت شهداء در منازل آنها خوانده شود .
حسن با حضور در جبهه رنگ و روی تازه ای یافت و بدنبال گمشده خویش سر از پا نمی شناخت این حالات او بخوبی برای همگان مشهود بود در آخرین مرخصی او به یکی از خویشان خود گفته بود که دیگر اهل این دنیا نیست و بزودی پرواز خواهد کرد ...
او در میان ما بود ولی با ما نبود متقین اینگونه اند ...
و دنیا او را خواست ولی او دل به این دنیای فانی هیچگاه نبست و طالب پروازی شگرف بر آستان جانان بود .
مهربانی حسن با افراد مختلف خصوصا خانواده های بی بضاعت که نشانه خلق انبیاء الهی است پیام آور محبتی است که همچنان یاد آن برای کسانی که طعم شیرین آنرا چشیده اند روح افزا و فرح بخش است .
او عاجزانه قبل از عملیات بزرگ بیت المقدس از شهید غلامرضا رضایی درخواست می کند ـ با توجه به متاهل بودن ـ در عملیات شرکت نکند ولی شهید غلامرضا رضایی نپذیرفته و هر دو به همراه تعدادی دیگر از دوستان خود همچون شهیدان اسماعیل کریمی و غلامرضا میریان و ... در مرحله دوم عملیات بیت المقدس که منجر به آزاد سازی خرمشهر گردید به دیدار حق شتافته و به لقاء الله رسیدند .
شهید حسن کریمیان در ساعت 10 و 45 دقیقه شب پس از برگرداندن تعدادی از مجروحین به عقب در مراجعت با اصابت تیر به قلب خود دیدار حق را لبیک گفته به آرزوی دیرینه خویش رسید .
او مسلماً مصداق بارز " رجال صدقوا ما عاهدالله علیه " است و امید آنکه خداوند ما جا ماندگان از قافله عشق را به برکت خون شهیدان مصداق " و منهم من ینتظر" قرار دهد . انشاءالله

صفحات: 1 2 3 4 5 6

    
نام شما :
ایمیل شما :
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
کد امنیتی :
تصویر كد امنیتی
عکس خوانده نمی شود
کد را وارد کنید :

 
    

کد آهنگ

دسترسی به سایر قسمت های سایت

ارتباط با ما